يه بارم خيرسرم تحت تاثير يكى از برنامه هاى روانشناسى تلويزيون اومدم به خانواده ابراز عشق كنم ، از اطاقم اومدم تو هال بلند دادزدم بابا مامان عاشقتونم ، شما ها همه چيز زندگى من هستيد .......
پدرم بدون اينكه نگاهم كنه : توخيلى غلط ميكنى گفته باشم يه قرون هم ته جيبم نيست ، بيخود خودتو خسته نكن .....!!
مامانم خطاب به بابام : ولش كن آقا ، اين احتمالا ديشب از تحتش افتاده سرش خورده جايى داره پرتو پلا ميگه .....!!
خواهرم بايه نگاه شيطنت آميز: نه باباجون اين داره تمرين مى كنه براى مخاطب خاصش .....!!
برادرم بانگاه مشكوك : معلوم نيست چى زدى كه تــــــوهم زدى تو فضا سير مى كنى .....!!
و من ......O o
دست از پا درازتر برگشتم تو اطاقم ..... :--(
شماهام خانواده تون اينجورين يـــا اين همه عشق فقط تـو
خانواده من موج مى زنه .....!! :--<>