هر چی فکر میکنم میبینم مامان بابام مانع پیشرفتمن!
حتما میپرسید چرا!
تو یه برنامه تلویزیونی یه دختره رو آورده بودن ده سالش بود طراح تست هوش،معاون و مشاور نمیدونم کیا و حافظ قرآن انگلیسی و شعر و اینا..
بعد میگفت که چهار سالش بود خوندن نوشتن یاد گرفته و تو شیش سالگی اولین کتابش درباره حقوق همسایگی به چاب رسیده!
اونوقت منی که الان چهارده سالمه و تو داستان نویسی استان چندبار مقام آوردم،اگه مامان بابام تو چهارسالگیم به جای مهد میفرستادنم مدرسه تو پنج سالگیم نویسنده برتر میشدم و به جای اینکه بیام موجبات شادی و خنده شمارو فراهم کنم تو مطبم مینشستم مردمو ویزیت میکردم!
حالا اگه اونم نشد به نشستن تو دانشگاهم راضی بودم!
یعنی تو عمرم انقدر پشیمون نبودم که الان هستم!!!!!!!!!!!!!!
امضا:خانم دکتر بیچاره مملکت