D
Dr.Cha Min Seo ۹ سال پیش
جوک

هر چی فکر میکنم میبینم مامان بابام مانع پیشرفتمن!
حتما میپرسید چرا!
تو یه برنامه تلویزیونی یه دختره رو آورده بودن ده سالش بود طراح تست هوش،معاون و مشاور نمیدونم کیا و حافظ قرآن انگلیسی و شعر و اینا..
بعد میگفت که چهار سالش بود خوندن نوشتن یاد گرفته و تو شیش سالگی اولین کتابش درباره حقوق همسایگی به چاب رسیده!
اونوقت منی که الان چهارده سالمه و تو داستان نویسی استان چندبار مقام آوردم،اگه مامان بابام تو چهارسالگیم به جای مهد میفرستادنم مدرسه تو پنج سالگیم نویسنده برتر میشدم و به جای اینکه بیام موجبات شادی و خنده شمارو فراهم کنم تو مطبم مینشستم مردمو ویزیت میکردم!
حالا اگه اونم نشد به نشستن تو دانشگاهم راضی بودم!
یعنی تو عمرم انقدر پشیمون نبودم که الان هستم!!!!!!!!!!!!!!
امضا:خانم دکتر بیچاره مملکت

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.