F
Fleur EG ۹ سال پیش
جوک

*****گریفندور*****
فکر کنم 8 سالم بود بابام تازه ماشین خریده بود . بعد یه بار توی جاده ی خلوت داشت ویراژ میداد ما هم خر کیف میشدیم . خلاصه منم این آفتاب گیر ماشین رو از پنجره بردم بیرون که مقدار شتاب هوا رو بر آفتاب گیر بسنجم اما مقدارش خیلی زیاد بود باد بردش ^-^
داداشمم واسش دست تکون داد و گفت بای بای D:
فک و فامیله بابام داره ؟ :|

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.