a
abas_m223 ۹ سال پیش
جوک

Abas_m223
دیشب از سرکار برگشتنی منتظر ماشین بودم برگردم خونه ی پراید جلوم وایساد تا یارو رو دیدم یادم اومد دوسه ماه پیش سوارماشینش شده بودم و کلی برام از خودش گفته بود و سوال پیچم کرده بود!خلاصه سوارشدنی سلام کردم و شیطونیم گل کرد گفتم ی کم ایستگاه بگیرم
_سلام جوون چرا انقد خسته به نظر میای؟
من:بله آقا کارم خیلی انرژی میگیره خسته کننده س
راننده:خسته نباشی کارت چیه؟
من : شغل ما به صورت موروثی طالع بینی و فال گیری و پیشگویی شرکتهای ایستگاهیه!
_والا من که به این چیزا اعتقاد ندارم همش چرته
(ی نگاه چپ چپ بش کردم و گفتم):
48سالته ، قبلا وضعت خوب بود الان مستاجرشدی،ی پسر و ی دختر داری
که پسرت معتادشده و دخترتم دانشجوعه ، خانومتم میخاد طلاق بگیره، اینا رو گفتم که دیگ توهین نکنی الانم نگه دار پیاده میشم!!!
راننده در حالی که تعجب کرده بود گفت: آقا غلط کردم همه حرفات درست بود توروخدا الان ی ذکری بگو درست بشه کارم!!! ی چند لحظه نگاش کردم ی کاغذ از جیبم در آوردم فوتش کردم و گفتم: برای حل مشکلت باخانومت 3باربگو همخواب رقیبانی و من خواب ندارم ایشالا اوکی میشه(بیچاره3بار گفت:)
حالا برای رفع اعتیاد پسرت 3باربگو:
بچه بودیم قوطی بودیم بزرگ شدیم دودی شدیم(بازم گفت)
خنده م گرفت سرمو انداختم پایین گفت چرا میخندی؟
گفتم من باید بخندم تا ذکرا اثر کنه، حالا واسه موفقیت دخترت یه چیز مینویسم بده همراش باشه(کیپ کام آی ام کویین! :)
بعدفوت کردم سمتش گفتم حالا میخای مسافر گیرت بیاد زیر لب بگو زلاتان ابراهیموویچ و هرکس سوارشد بش بگو سلام بر ابراهیموویچ آقا یه 50 متر جلوتر یکی سوار شد بهش گفت سلام بر ابراهیموویچ من منفجر شدم،واس اینکه تابلو نشه چندتا فوت کردم گفتم قبول باشه و پیاده شدم!:)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.