خاهرم داشت تخم مرغ درس می کرد بعد شروع کرد جیغ کشیدن مام افتان و خیزان خودمونو رسوندیم به آشپز خونه
خواهرم با داد:تخم مرغ فتنه داره(منظورش نطفه بود) یعنی من یه قاتلم من از بدنیا اومدن یه جوجه تپلی موپلی جلوگیری کردم وای
بعدم با تریپ این فیلما دستشو گذاشت رو سرش و نشست رو زمین
منم زنگ زدم اومدن با این لباس سفید استین بلندا بردنش روانیو