م
جوک

برادر من اسامى سريال جومونگ رو اينجورى ميگه :
جومونگ و ميگه : جفنگ
تِسو رو ميگه : ترسو
به فرمانده نارو ميگه : فرمانده نرو بعدشم ميگه
( گفتن نرو تو چرا ميرى ، حَــــقته شكست بخورى)
يونك فو رو ميگه : كونكفو
امپراطور گوموآ رو ميگه : آمپول كُما
بانو يوميول ميگه : بانو بامبول
بانو مائورينگ و ميگه : بانو مرمرينگ ( راست ميگه خدا
وكيلى مثل مرمر مى مونه بسكه با بتونه و گريم صاف و
صوفش كردن )
هِموسو رو ميگه : همه سو ، همه طرف ، همه جهت
بانو يوها رو ميگه : بانو آهاى
يه سويا رو ميگه : يه سويا ؟!! اين حداقل پنجاه ، شصت
كيلو سوياست ( وزنش و ميگه )
مدير اُته رو ميگه : مديرِ اُوتو ( بيا لباسهاى منم اُوتو كن )
رئيس يونتاپال و ميگه : رئيسِ نونِ پاتال و آرزوهاى كوچك
سوسانو رو هم ميگه : سوسنا ( حتما چند نفره به جاى
سوسن بهش ميگن سوسنا .........!!!!!)
بازم هستا ولى من ديگه حوصله ندارم بنويسم
خلاصه ش اينكه خدا همه رو شفا بده اين داداش خل
مفنگ ما رو هم .....!! والا بوخدا

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.