س
سومی از چپ!!!! ۱۰ سال پیش
جوک

با رفیقم رفته بودیم خرید تو راه برگشت گرسنه شدیم رفتیم یه پیتزا بزنیم حالمون جا بیاد...
رفتیم یه جا خیلی با کلاس بود، ازون شیک و پیکا که دختر پسرا میرن. سر هر میزی یه دختر پسر نشسته بودن و.... خلاصه که خیلی جو سنگین بود!!!! منو پریا هم دیییووونه!!!! هی میخندیدیم و حرف میزنیم همه چشما به ما دوتا اسگل بود!!!! ی جوری نگا میکردن انگار ما رو گردن اونا نشستیم:////
سفارشو آوردن و منم نوشابه رو ریختم تو لیوان داشتم میخوردم یهو چشمم افتاد به پری، ادا یکیو در آورد.... منم خندم گرفته بود دیدم یا باید نوشابه رو تف کنم تو صورت پری یا رو میر بغلی!!!! صورتم چرخوندمو چشمتون روز بد نبینه...... نوشابه مثه فواره ریخت رو میز بغلی!!!! کف کرد!!!!! صدا داد جیییییییززززززززز!!!!! حالا نگاها دختر پسرا بماند منو پری دیگه خندمون بند نمیومد که!!!! شانس آوردیم میز بغلی کسی نبود! وگرنه پرتمون میکردن بیرون!!!
حالا تو این اوضاع پری میگه هستی فقط نش....اشی اونو دیگه نمیشه کاریش کرد!!!! هر هر هر :||||||
نصفشون داشتن بالا میاوردن از حرکت من!!!! خو چیه؟! پیش میاد دیگه!!!!!
گند زدیم تو حال همشون و اومدیم بیرون!!!!
تا اینا باشن قرتی بازی واسه منو رفیقم در نیارن!!!! یه همچین دخترای با کلاسی هستیم :-P

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.