ب
بهارم ۱۰ سال پیش
جوک

با دخترعموم نشسته بودیم گرم صحبت بودیم عادت داره وقتی حرف میزنه از روی زمین چیزی جمع میکنه یکهو یک چیزی برداشت دیدم مگسی که چند دقیقه پیش با مگس کش شل و پلش کرده بودمو داره با آب و تاب حرف میزنه و اون فلک زده رو با دستاش ریز ریز میکنه با چشمای گشاد شده و دهن وامونده به دستاش نگاه میکردم که متوجه حالت من شد و به دستاش نگاهی انداخت در حالی که من از شدت خنده داشتم منفجر می شدم اون از کار چندش آورش میخواست بالا بیاره خیلی صحنه جالبی بود جای همگی خالی!!
دخترعموی مورچه صفته که ما داریم همه چیو از روی زمین جمع میکنه !!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.