مامانم توجمع تعریف میکرد،میگفت:مهرنوش(اسم واقعیمه) که بچه بودباپیشونی بندهرشب پیشونیشومیبستم,یه روزصبح که نگاش کردم دیدم اینقدپیشونیشومحکم بستم که کله اش مث بادوم زمینی شده!!خخخ(نگران نباشید الان خوبم...)
بقیه ام کله منونگاه میکردن ببینن کله ام هنوزهمونجوریه یانه!
کلاموش ازمایشگاهی بودم تودستش!!
والابااین بادوم زمینی هاشون...!!!