«الا بذکر الـلّه تطمئن القلوب»→(علامت اختصاصی خاهر هدی)
نه شما بگید مامانِ گلِ من دارم؟!
مامان من آرایشگره(تا چند سال پیش تهران آرایشگاه داشت)بعد همیشه خودش موهامو کوتاه میکنه..هردفعه هم بعد اینکه کارش تموم میشه تا دو ساعت بهم خیره میشه هر میخنده..هی میخنده!منم بعد اینکه اعتماد به سقفم به اعتماد به کف تبدیل میشه یه گوشه میشینم زانوی غم بغل میگیرم یا با چشمای پر اشک مثل گربهه تو شرک نگاش میکنم تا بس کنه!
حالا این دفعه موهامو پسرونه زده،موهام همش فر درشت شده!بعد اینکه دو ساعت بهم خندید گفت چقدر شبیه گوسفند شدی عزیزم!!
بعدم اعتراف کرده که وقتی خیلی کوچیک بودم عصر که خوابیده بودم با ماشین موزر بابام کلا کچلم کرده وقتی بیدار شدم منو برده جلوی آینه خودمو که دیدم زدم زیر گریه خودشم شروع کرده بهم خندیدن..بعد هردفعه که موهامو کوتاه میکنه یاد کچلیم میفته میخنده!
من::((:((:((
مامان گلم::)):)):))دی دی دی
{زهرا مظلوم}