A
A R A S H 99 ۱۰ سال پیش
جوک

دیروز تو اداره پسریکی از مراجعین( 5یا6 ساله) رفته بود تو اتاق رییس و نامه هایی که روی میزش بودنو امضا کرده بود تازه مهرم پای همه ی امضاها بود کل اداره رفته بود رو هوا.
نمیدونید مردم چقدر خوشحال بودن که کاراشون افتاده بود روغلتک ماهم مثل جن زده ها نمیدونستیم چی شده. تا حالا انقد آدم یه جا ندیده بودم هرکیم که کارش تمام شده بود یا منتظر بود تا نوبتش بشه به بقیه خبر میداد بیان (فکر میکردن حتما روز خاصیه).
باور کنید وقتی رییس از جلسه شورا برگشته بود اداره مردم راش ندادن تو(خخخخخخ گفتن باید بمونه ته صف تا نوبتش بشه.رییس بنده خداهم هرچی زد تو سرش که بابا من خودم رییس اداره هستم کسی باورش نمیشد(خخخخخ آخه چند نفری به همین ترفند صفو پیچونده بودن) ) خلاصه رییس رفت پیش حراست و با چند نفر از نگهبانا و (البته با سند خخخخخخ) تونست وارد بشه. رییسم منگه منگ شده بود نمیدونست چه خبر شده.رفت پیش منشی و اونم گفت که نامه هایی که امضا کردینو دادم به مراجعین
رییس:0 0
منشی:*،*
رییس بازم با همون حالت(0 0): کدوم نامه ها؟ کی رفته تو اتاق من؟
بعله منشیه عزیز کارشو پیچونده بود و گنش درومد.
در همین حالو اوضاع آبدارچی پسرک ماجرارو پیدا میکنه و با مهری که دستش بود میارتش پیش مدیروادامه ماجرا.............
اما اگه گفتین چطور فهمیدیم کار پسر کوچولو بوده؟؟؟؟
یه مهر از پشت زده بود به آقای آبدارچی( ~_~) خخخخخخخخخخخخخ

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.