م
جوک

چند روز پیش خودمو مامانمو پسر عمم رفته بودیم بازار
میخواستیم از خیابون رد شیم پسر عمم هم کنار مامانم وایساده بود،منم عینکمو نزده بود�
بعد مامانم ازم میپرسه فاطی(خودم) کو مسعود(پسر عمم)؟!!
میگم مامان من عینک نزدم شما نمیبینی؟
بازم خدا رو شکر شب بود زیاد بی ابرو نشدی�
خدایا این خوشیا رو نگیر از ما...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.