چند روز پیش خودمو مامانمو پسر عمم رفته بودیم بازار
میخواستیم از خیابون رد شیم پسر عمم هم کنار مامانم وایساده بود،منم عینکمو نزده بود�
بعد مامانم ازم میپرسه فاطی(خودم) کو مسعود(پسر عمم)؟!!
میگم مامان من عینک نزدم شما نمیبینی؟
بازم خدا رو شکر شب بود زیاد بی ابرو نشدی�
خدایا این خوشیا رو نگیر از ما...