ه
همونی که میشناسی ۱۰ سال پیش
جوک

فامیل ما یه گدوزیلا داره بی اعصاب به تمام معنا
یه بار مامانش رفته بود بیرون این گودزیلا خواب بوده و دوتا از خواهر بزرگاش تو خونه بیدار بودن، خواهراش تو اشپزخانه بازی میکنن یکدفعه این گودزیلا با صدای اینا از خواب میپره میره تو اشپزخونه کارد اشپزخونه برمیداره میده دنبال اینا که چرا سر و صدا کردین از خواب پریدم حالا باید تلافی کن�
اینام از ترس میرن تو اتاق در رو خوشبختانه میتونن قفل میکنن -__-
حالا این گودزیلا میگه بیاید بیرون کاریتون ندارم با اون کارد تو دستش 0__0
خواهراش هم تا سه ساعت بعد که مامانشون میاد تو اتاق حبس بودن
مامانشون که میاد میبینه چاقو تو دست گودزیلاش هست میپرسه این دست تو چیکار میکنه میگه خواهر بزرگه گفت برو اشپزی کن اینم داد به�
خودش هم با اون آبجی رفته تو اتاق
جوری نقش بازی میکنه که مامانش هم باور میکنه و خواهراش رو برای دادن کارد به بچه و مراقبت نکردن ازش تنبیه کرده
این رو گفتم مراقب گودزیلا هاتون باشید اینا اعصاب ندارن یه دفعه قاطی میکنن
من از بعد شنیدن این واقعه از ده متری این گودزیلا بی اعصاب هم رد نمیشم -__*

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.