دستو پایم درد میکند،...
نه اینکه سرما خورده باشم،نه... نه اینکه کتک خورده باشم؛نه...
نه اینکه ناز کرده باشم،نه... نه این که دنبال بهانه باشم؛نه...
میدانی دلیلش چیست؟
پشه ی کوری روی پایم نشسته بود،با دستم چنان بیرحمانه کوبیدمش که هم دستم درد گرفت و هم پایم و پشه ی خون دزدء بی وجدان 3 سوته گریخت...
گور به گور شده تا پیدات نکنم؛نکشمت،شب نمیخوابم؛...
حالا هی قایم باشک بازی در آر...