ه
همونی که میشناسی ۱۰ سال پیش
جوک

تو دوران دانشجویی یه درسی داشتیم که کتابش صد صفحه بود از شانس ما استاد درسه اولین بارش بود تدریس میکردـ جلسه اول استاده خیلی استرس داشت
ما هم دانشجوهای خوب *__* از همون اول میخ خودمون رو محکم کوبیدی�
فعالیت های ما سر کلاس این استاده اینا بود:
انتخاب عده ای به صورت دوره ای جهت پر شدن سنگر ردیف اول و شرکت در کلاس و صحبت کردن با استاد جهت گذشتن وقت کلاس
در ردیف دوم تا اخر کل جلسه اینکارا رو میکردن
خوردن و پخش کردن خوراکی های بیصدا مثل کیک، کلوچه،اب،ادامس،شکلات
خواندن رمان،داستان،جک،مجله
صحبت کردن با اینطرفی،اونطرفی،پشتی و جلویی
نقاشی،طراحی با مداد و باقی هنر های بیصدا
گوش دادن به موسیقی، دیدن فیلم سینمایی
ـ
ـ
ـ
تا اخر ترم همینطور گذشت
تازه اینقدر استاده ما رو درک کرده بود که سر جلسه امتحان سوال اش می پرسیدی جواب رو بهت میگفت
دانشجوهای به این خوبی بودیم ما -__-

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.