یادش بخیر بچه که بودم،ماهی های عیدمون بعدء یه مدت طولانی عمرشونو دادن بشما و مردن،ماام بچه بودیم دیگه،فکر میکردیم باید براش مجلس ختم بگیریم،منو خواهرمو چندی از دوستان میبردیم خاکشون میکردیم،میگفتیم آی ماهی چرا مردی آخه؟خدا رحمتت کنه، و ناراحت وار روضه میخوندیمو آه میکشیدیمو با دستمال کاغذی اشکمونو پاک میکردیمو به جای شمع چوب کبریت روشن میکردیمو همینطور غمگین به خانه برمیگشتیم...
یاد اون روزای بی غمی و بیخیالی بخیر...