یه بار رفته بودم خونه خالم اینا،
صبح که بیدار شدیم منو دختر خالم اومدیم رو رخت خواب پسر خالم اب ریختیم(خواستیم زردچوبه هم بریزیم که رنگش طبیعی بشه ولی بو میداد سه میشد!!)،پسر خالمم بد خواااااب اینقد غلت خورده بود که خودشم خیس شده بود...
.
.
خودتون دیگه میدونید چی شد!!
.
.
.
از اون روز تا حالا هر وقت میخواد یه چی بگه میگیم تو حرف نزن شاشو!!