ز
زی زی ۱۰ سال پیش
جوک

مورد داشتیم پسره میره خاستگاری دختره چایی رو میاره خانواده داماد بعد از چایی میرن سر اصل مطلب... خلاصه بعد از تلاش های طولانی این دو تا با هم ازدواج میکنن... دو سال بعد ازدواج دختری به دنیا میارن... خلاصه زندگی شون خوب و خوش بوده تا اینکه پسر و دختر در یک تصادف جان میبازند. دختر تک و تنها تو جامعه گرگ زندکی میکرد تا اینکه بهش خبر میرسه از طرف پدر بزرگاش بهش ارث کلانی رسیده آره دیگه با اون ارث کلان زندگی خوبی رو آغاز میکنه...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه چشم نداری خوشبختی دیگران رو بینی؟ حتما باید معتاد میشد میافتاد گوشه جوب تا لایک کنی؟ بی تربیت. تو مگه انسان نیستی؟

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.