k
k:E ‏ ۱۰ سال پیش
جوک

^_^ K : E ^_^
از الهام خوشم اومـده بـود بـا خـودم گفتم :چـه کـار کـنـم یـه خـودی بـش نـشـون بـدم،رفـتـم ده تـومـن دادم بـه مـحـسـن گـردن کلفت محلمون،گـفـتـم : ایـن دخـتـره از کـلاس تـکـوانـدو اومـد بـیـرون یـه تـیـکـه بـش بـپـرون مـن بـیـام یـه چـکـی بزنمت ازم خـوشش بـیـاد
آقـا مـا رفـتـم،مـحـسـن سـر راه وایساد مـنـم از دور مثلا داشـتـم میومدم ،الهام اومـد رفـیـقـم یـه تـکـه ای پـروند ،الهامم اخـم کـرد سـرشـو انـداخـت زمـیـن،مـنـم از دور مـثـل پـلـنـگ زخـمـی دودم طرفش،خـودمـو انـداخـتـم روش تـا مـیـخـورد زدمـش،زیـر پـام داد مـیـزد لامـصـب دنـدونـمـو دراوردی ،مـنـم میگفتم :گـوه نـخـور کـصـافـط ،ده هـزار تـومـن پـول بـت دادم،بـایـد چـشـتـو هـم کـور کـنـم O_o
آخـرش جـنـازشـو زیـر پـام دراوردن مـنـم فیگور گـرفـتـم بـا الهام راه مـیـرفـتـم اونم تـشـکر مـیـکرد، سـر کوچه بـعـدی ازش خـدافـظـی کـردم کـه یـه پسره نـصـف مـحـسـن یـه تـیـکـه بـش پـرونـد، دویـدم طـرف پـسـره بزنمش ، پـسـره هـم مـنـو گـرفـت تـا مـیـخـوردم زدتـ�
فقط یادمه الهام داشت میزدش وقتی چشامو باز کردم دیدم الهام اومد بالا سرم O_O بـم گـفـت آخـه زور نـداری چـرا دعـوا مـیـکـنـی؟ مـنـم پـررو ، گـفـتـم: شـرافـتـاً دعـوای قـبـلی انـرژیـم رو گـرفـت وگـرنـه نـابـودش مـیـکردم ،دی :
الـهـام: آره جـون عمـت،بـار بـعـد خواستی فـیـلـم بـازی کنی حـد اقـل یـه غریبه رو بـیـار اسـکـل ، ایـن پـسـره رو بـیـسـت بـار بـا خـودت تـو کوچتون دیـده بودم ، دی :
منم خـاکـی و خـونـی میگفتم خدایا مگه از این بد ترم میشه و داشتـم مـیـرفـتـم خـونـه کـه محسـن دنـدون شکسـتـه بـه دسـت سـرکوچـه گرفـتم لامصـب تـا مـیخـوردم زدتم ^_^

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.