پ
پرنده ی شکاری ۱۱ سال پیش
جوک

بچه که بودم عاشق چشم رنگی بودم!
همیشه هم تو نقاشیام چشمای عروس رو آبی و دوماد رو سبز میکشیدم!!
بعد که رفتم مدرسه کم کم اینا رو یادم رفت
تا همین چندوقت پیش که عشقمو دیدم ...
مامان منم همون دفعه اول بهش گفت که
من از بچگی عاشق چشم سبز بودم!
(آخه عشقم چشماش سبزه) مامانه کم طاقته من!!
حالا قیافه ها:
مامانم :-))))
عشقم ^_^
من ____ محو شده در افق!

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.