خ
خاهَرِ هُدیٰ ۱۱ سال پیش
جوک

چندروز پیش رفته بودیم پارچه فروشی اتفاقا فروشندش یه آقای مسن سیده!
ما(من و مامانم)داشتیم پارچه انتخاب میکردیم خانومه بغل دستیمونم گفت یه پارچه براش بیارن(ناگفته نماند مغازه خیلی خیلی شلوغ بود و همه چسبیده به هم ایستاده بودن)
خلاصه خانوم بغل دستی مامانم یه پارچه گرفت و خلاصه پسندید و... .از آقاهه پرسید این پارچه چروک میشه؟!
آقاهه گفت ایشالا خودت چروک نشی!!ایشالا اخلاقت چروک نشه!!و...
خانومه از مامانم پرسید سوالشو،مامانم هم چون خیاطی میکنه گفت معلومه که میشه!!
خانومه هم پارچه رو نخرید و رفت
حالا این بماند،فروشنده به مامانم گیر داد چرا نون مارو آجر میکنی!!
حالا شما بگید،به دست آوردن روزی با نگفتن حقیقت و به اشتباه انداختن ملت کار خوبیست؟!
ببخشید طولانی شد ولی بچه ها یه ذره انصاف هم چیز خیلی خوبیه!!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.