k
kiana007+hamivision ۱۱ سال پیش
جوک

یه روز با عموم مامان بزرگمو بردیم دکتر.
ماشینو پارک کردیم و عموم و مامان بزرگم رفتن دکتر.منم رفتم بدورم.
وقتی برگشتم دیدم مامان بزرگم داره با یه آقایی بحث میکنه.ظاهرا پلیس راهنمایی رانندگی بود.
مامانبزرگم داشت خواهش میکرد که آقا ترو خدا ننویس.پسرم منو آورده دکتر.الان رفته نوبت بگیره.منم رفتم کمکش!
اون آقا هم اصلن پلیس نبود و میخواست کارت پارک بنویسه.
ماهم از همه جا بیخبر هی قسمش میدادیم که ننویس.
بنده خدا گفت بابا پولی نیست که.فقط صد تومنه.
ما هی میگفتیم صد تومن براشما پولی نیس واسه ما خیلیه.
حالا نگو منظورش صدتا تک تومنه.
یدفعه برگشتم دیدم عموم اونور خیابون از خنده غش کرده.
ماهم که جریانو فهمیدیم دنبال افق میگشتیم!
آخرش عموم که اومد هرچی بهش اصرار کرد کارت پارکو بنویسه ننوشت.
فکر کنم با خودش میگفت اینا دیگه خیلی بدبختن که صد تا تک تومنم ندارن!
فک و فامیله داریم؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.