مامانی من وقتی روزه است برا خودش صبحونه و ناهار میخوره آخرش میگه ای وای یادم رفت روزه ام ...بازم یادش میره روزه است ، آب میخوره , چای میخوره ... حالا بماند خوردن کلی تنقلات که همیشه تو کشوش قایم کرده ...
دم افطار میگه خدایا شکرت که این نیرو و توان رو به من دادی روزه بگیرم