*
*فــنـچ* ۱۱ سال پیش
جوک

داشتیم سحری میخوردیم,من دقیقا" از اول ماه رمضون حس کار کردن نداشتم؛ مثل این بود که میرفتم رستوران میخوردم ریختو پاش میکردمو میرفتم پی کارم؛...مامانم گفت:فری یه وقت پا نشی کار کنیا النگوهات میشکنه...یه وقت به من نگی مامان بیا بشین من بلند شم...منم بلافاصله مزه ریختنم گل کرد؛گفتم:مامان بیا بشین من پاشم؛یا پاشو من بشینم...اصلا" بیا بشین پاشو بازی کنیم...
بعدش جمع خنده ای کردندی و من بسی خوشااال شدندی که خشم مادر جان خاموش شدنی؛اما پس از آن سفره را پاک کردندی باشد که فردا نیز ظرف ها را بشستندی...
"نتیجه ی اخلاقی": هروقت خواستندی جو عصبانیت خاموش شوندی مانند من مزه پراندی...و بسیار کار خانه انجام دادندی...اگر گوش ندادندی الهی روزه هاتان باطل شوندی...

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.