ازامتحان زیست اومدم خونه داییم اینا دیدم دختر داییم داره زارزار گریه میکنه گفت�
چی شده؟
میگه امتحانو شدم نوزده ونیم یه سوال ننوشتم
خلاصه داشت عرعر میکرد
.
.
.
.
.
به همین سوی چارجوک من همون امتحان رو با تقلب شدم 3
فک کن اینقد تقلب کرده بودم مراقب یه صدباری جامو عوض کرد فک کنم روی همه صندلیای حوزه امتحان نشست�
اصن بعضی از دخترا خیلی بی کلاسن