د
جوک

با مامانمو زنداییم و کل خانومای فامیل نشسه بودیم راجب ویار خانوما حرف میزدیم !^ــ^ اخه مامانم نی نی داره هعییی : (
زنداییم نمیدونم چیشد گف من وقتی موقع دخترم ویار داشتم هر وقت ب داییت میگفتم دلم چی میخواد میگف:
زن خجالت بکش اونایی ک ندارن چی بگن؟؟؟
نه ماه همینطوری گذشت اخرشم من هیچی نخوردم! الان دخترم 6 ماهشه تازه تونستم ی ویارمو برطرفش کنم ^ــ^
ویار بعد 6 ماه =: ( توروخدا میذاشتی ی قرن دیگه میخوردی دیگه !
زنداییم همچنان خوشحال که ب ارزوش رسیده :^ـــ^
داییم = یادم نمیاد باور کن خانوم oـــــO
دایی خسیسه من دارم؟؟؟^ــــــ^

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.