❀ SARA ۱۱ سال پیش
جوک

چند ساله پیش مامانم واسه داداشم دمپایی لا انگشتی گرفته بود داداشمم خیلی رو دمپاییش حساس بود ...
القصه ی شب بغل من خابید داشت خاب میدید داد میزد به پسر عمه ام میگفت
داداشم : عوضی بیار دمپایی منو بده ... فلان فلان شده
> فحشای رکیک < اگه دمپاییمو ندی با پاشنه پام میزنم پای چشت ...
آقا چشمتون روز بد نبینه ..این جمله آخری رو ک گفت پاشو بلند کرد ززززااااااااااااررررررررتتتتت کوبوند پا چشم من ... منم با لگد انداختم از تختم پایین ...
هدف مثبت من درآوردی > همون بهونه < : 1 هفته بخاطر کبودی چشمم مدرسه نرفتم

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.