ا
امیر21 ۱۱ سال پیش
جوک

من: امیرخان.. میخوای بزاری فصل گوجه سبز تموم شه بعد بیای؟؟؟؟
امیر: آره از کجا فمیدی؟!:-)
من: من نمیدونم دیگه اگه منو دوس داری امشب برام گوجه سبز میاری..
امیر: خانومم الان من را بیوفتم نصفه شب میرسم تهران که.. بزا 2روز دیگه میام خب
من: من گفتم اگه دوسم داری امشب میاری.. اصنشم قهرم.. خدافظ
دوبار زنگ زد جوابشو ندادم (خو بعضی وقتا لازمه ^_^)
یه ساعت گذشت آقا نه دیگه زنگی.. نه اسی.. هیچی نداد.. خودم بش چن بار زنگ زدم و اس دادم جواب نداد،
شب شده بود دیگه داشت اشکام درمیومد، که مامانم اومد گفت بابای امیر دمه در هرکاری میکنم نمیاد تو،میگه با تو کار داره..
منم یاخدا چی شده!! قلبم اومد تو حلقم.. گلوله رفتم پایین.. دیدم باباش تکیه داده به ماشین داره با امیر حرف میزنه، منو دید قط کرد.. احوال پرسی کردیم منم داشتم سکته میکردم..
گفتم بابا چی شده؟! :-(:-(:-(
یه نایلون پر گوجه سبز از تو ماشین درآورد.. گفت اینو امیرعلی گفته برات بیارم ^_^
بغضم گرفته بوووود چجورررررری
رفتم بالا دیدم امیر اس داده:
نمک کمتر باشون بخور
اشکم دراومد....
خدارو چقدر بخاطر داشتنت شکر کنم پسر؟؟؟
عشقت هر نفسمههههه

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.