روزی شیخی به همراه مریدان در بیابان میرفت که به عربی که شتری همراه داشت رسید. شیخ تصمیم گرفت که عرب را کمی اسکل کند.پس پرسید:آیا این شتر است؟
شخص عرب مقداری به خود فشار اورد سپس رنگش تغییر کرده و جان به جان آفرین تسلیم نمود.مریدان همه در تعجب بودند و از شیخ راز این سخن را پرسیدند.
شیخ فرمود:همانا برای تلفظ کلمه پ ن پ به خود فشار آورد و مرد.