ی
جوک

پسرخالم و زنش رفته بودن بلاد کفر (روم به دیفال!!!! ) حالا سوغاتی اوردنشونو ببین:
پسر خالم خوراکی آورده زنش لباس!!! :///
پسر خالم: هستی این شکلاتا حرف نداره دیدم هرچی بخوام بخرم خودت باید سلیقه بدی الا خوردنی که میدونم بش نه نمیگی!!! ^___^
من: -____-
زن پسر خالم (هدیه) : لباساش عالی بود اما هی میگفتم کاش هستی بود با هم میرفتیم خرید!!!
بازم من: -___-
هیچی دیگه!!! حالا تصمیم دارم ی شو ی لباس بذارم این لباسا رو بفروشم!!! شکلاتارم بدم بقال محلمون بفروشه!!!! پولشو بگیرم بزنم به زخخخخخممممم! !!!
فک و فامیله من دارم؟؟؟؟ والا پول نقد بم میدادن خوشحال تر بودم!!!! :///

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.