ی
جوک

دیشب در آغوش گرم خانواده!!! نشسته بودم فیلم میدیدیم!!!! پسره ی فیلم ی پسر فقیر بود که عاشق شده بود و...
منم جو گیر شدم!!! به بابام گفتم: اگه ی پسر فقیر عاشق من بشه! هیچی نداشته باشه جز ی دل پاک و مهربون ! اجازه میدین باش ازدواج کنم؟؟؟؟
واکنش افراد خانواده:
بابام: تو این جامعه با صد جور بدبختی!!! دختر لا پر قو بزرگ نکردم که بفرستمش اسیری!!!
مامانم: صب به صب 3 تا تخم مرغ و ی لیوان آب پرتقال نخوری روزت شروع نمیشه!! بقیه خرجات بماااااند باید حد اقل پول خورد و خوراکت رو داشته باشه !!! -___-
گودزیلامون: تو اصن ببین پسری پیدا میشه از تو خوشش بیاد!!!! :///
خواهرم: همین که یکی راضی بشه با تو زندگی کنه!!! جای شکر داره!!! من که راضیم! !!
.
.
من: ://///
اینم خانواده خانواده بی احساسه من دارم؟؟؟؟؟ -__-

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.