k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

K:E
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺗﺎﯾﯽ ﮐﻪ لذتش تاهمیشه هست
ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻟﺒﺎﺱ ﻗﺸﻨﮕﺎﻡ ﺭﻭ ﮐﻨﻢ ﻣﻮﻫﺎﻣﻮ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﻢ ،
ﺑﺮﻡ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﻡ ﺑﮕﻢ ﺁﺑﺠﯽ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺪﻡ؟ ﺑﻬﻢ
ﭼﺸﻤﮏ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﯽ ﻣﺜﻞ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻋﺎﻟﯽ ، ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ
ﺑﺰﻧﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﮕﻢ ﺧﻮﺏ ﮐﺎﻣﺮﺍﻥ ﺗﺎ ﺑﺮﺳﯽ ﺍﻭﻧﺠﺎ
ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﻡ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ،
ﺁﺭﻭﻡ ﺁﺭﻭﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﻭ ﺑﺮﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ
ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﺳﻢ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﺸﻮﻥ ﻗﻠﺒﻢ ﺷﺮﻭﻉ
ﮐﻨﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﺪ ﺯﺩﻥ ،ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺑﮕﻢ ﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﻪ ، ﺑﻌﺪ
ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﻡ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻭ ﺩﺍﺭﻥ ﺣﺮﻑ
ﻣﯿﺰﻧﻦ ، ﺷﺎﺩ ﺑﺸﻢ ،ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ ، ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺒﻢ ﻭ ﺑﺮﻡ
ﺟﻠﻮ ، ﻧﮕﺎﻡ ﮐﻨﻪ ﺑﮕﻪ ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﻭﻣﺪﯼ ، ﺑﮕﻢ
ﻣﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻤﺎ ؟ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﺮﻡ ﭘﯿﺶ ﺭﻓﯿﻘﻢ ،ﺍﻭﻧﻢ ﺁﺧﻢ
ﮐﻨﻪ ﺑﮕﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﺍﻭﻣﺪﯼ ، ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﻬﺶ
ﺑﮕﻢ ﺁﺭﻩ به خاطر ﺗﻮ ﺍﻭﻣﺪﻡ ، ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﮐﻼﻧﺘﺮ
ﮐﻮﭼﺘﻮﻧﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﺘﻮﻧﯽ ؟ ﺍﻭﻧﻢ ﺍﺧﻢ ﮐﻨﻪ ﺑﮕﻪ ﻣﮕﻪ ﺗﻮ
ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩﯼ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻣﯿﺎﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﺭو ﻣﯿﮕﺮﺩﯼ^_^ ، ﭼﻘﺪﺭ
ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪ ، ﻫﻤﯿﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺵ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍ
ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺟﻮﻥ ﺑﮕﯿﺮﻡ ،ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ
فقط منوکامران خلوچلیم باقى فکوفامیلمون ادم حسابین

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.