یکی از گلبرگای درخت بهار نارنجمون و کندم, بعد رو ب درخت گفتم: دادا شرمنده خعیلی خوشبویی نمیشه ازت گذشت!
همون لحظه یکی از موهام کشیده شد جیغ زدم برگشتم, مامانم پشتم بود گفت: یلدا شرمنده شامپوت خعیلی خوشبویه نمیشه از موهات گذشت!!
من: @_@
مامانم: ^_^
درخت بی زبون: ^_^
رفیق بی کلک مادر: ×_×
مامان درخت دوست و سر بزنگاه برسه و تلافی کنه من دارم؟؟؟