بچه ها جاتون خالی دیشب اومدم اشغالارو بزارم بیرون(باشلوار کردی) بخودم گفتم بریم تو شهر بگردیم جیبارو زدم بالا چشمام و بستم پرید (از دست این عباس)گفتم الان وسط اسمونم(خخخخ)ولی متاسفانه تنها چیزی که یادم میاد یه جوب تنگ و تاریک بود عباااااااااااااااس کجایی بیا نترس باهات کاری ندارم با همین پای گچی فقط یه بار می زنم تو صورتت نفففففففففسسسسسسسسسس کشششش