ا
امیرم دیگه ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از دوستام اره خو مگه چیه دوست زیاد دارم تعریف میکرد میگفت: پدر و عموم رفتن جبه بعد پدرم از گوش جانباز شد ازش هی میپرسیدم قضیش چیه نمیگفت تا یه روز گفت : یه شب عموت نمی خوابید میگفت از دل درد خوابم نمیبره ما هم گفتیم حتما زیاد غذا خوردی خلاصه که کنار ما شروع کرد به نرمش چشمتون روز بد نبینه همین که اومد بشین پاشو بره وقتی نشست کنار گوش ما یه بمب هیرو شما زد (بوقققققق بدلیل ذکر صدای سانحه)اقا دیگه ما از اون روز گوشمون فقط صدای موتور گازی میده او بس ولی عموت از سربازی فرار کرد از ترس ابرو ماهم تانک هنوز رد گازمون رو تانک های دشمن است و این بود اولین استفاده بمب اتمی در ایران :))))))
.
.
.
.
.
بکوب لایکو مگر نه عموشو صدا میکنما از ما گفتن بود

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.