M
Mobina___75 ۱۱ سال پیش
جوک

15سالم بود. مامانم و مامان بزرگم رفته بودن خرید.گوشیشم جاگذاشته بود.منم تا ساعت 7-8شب خونه تنها بودم که برقا رفت .تو خونه از صدای یخچال گرفته تا ریختن آب از دوشه حمام و همه وسایل دست به دست هم داده بودن تا منو بترسونن!زنگ زدم به خالم گفت برو تو پارکینگ که هوا روشن تره!تو پارکینگ که بودم همسایه ها که از بیرون میومدن تو توقع نداشتن که تواون تاریکی کسی تو پارکینگ باشه اما من فک میکردم اونا منو میبینن و به رسم ادب بهشون سلام میکردم اما بدبختا از ترس شیش متر میرفتن هوا!
تا رنوبت رسید به پسر یکی از همسایه ها آیفونو زد فهمید برقا رفته باخودش بلند گفت حالا که من دسشویی دارم و عجله باید دوساعت دنبال کلید بگردم...همین جوری داشت غر میزد که من بهش سلام کردم چنان ترسید!!!چنان ترسید که شاش بند شد میفهمی؟؟؟

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.