این پست از زبون خواهر�
تو دانشگاه بعد از تشریح جنازه حیون زنده رو تشریح میکنن ی مدت قورباغه رو تشریح میکردیم برای اینکار باید اول
قطع نخاعش کرد ی روز ک نوبت من بود ک فلجش کنم غورباغه از دستم در رفت افتاد رو یکی اونم جیغ
زد بقیه ترسیدن غورباغه ها رو ول کردن اونام سریع فرار کردن و تو کل دانشگاه پخش شدن جالب اینکه چون پنجرهها باز بودن یکیشون رفته بود تو دستشویی ماهم نتونستیم پیداش کنیم یکی از اساتید عزیز ک رفته بود اتاق فکر فهمیده بود