چشمانت را ببند
و تصور کن که رفتهای بیمارستان و دکتر صاف رو به رویت ایستاده و میگوید:
«یکهفته بیشتر زنده نمیمانی»!
درگیر لایک و کامنت و روزگار و رفقا نباش؛ به خودت فکر کن.
چشمانت را باز نکن!
هنوز زود است!...
تو از حالا ۱۶۸ ساعت وقت داری...
خودمانیم!
اما به گمانم وجه شباهت همهی ما حسرتی باشد که میخوریم...