سریال افسانه خورشیدوماه: خواهر امپراتور : وای وای چرا چشام انقد پف کرده. ندیمه : بانوی من چون دیشب قبل از خواب گریه کردید چشماتون پف کرده. خواهر امپراتور: خوب توکه میدونستی چرا نگفتی گریه نکنم . ندیمه : من گفتم ولی شما گوش نکردید بانوی من . خواهر امپراتور: تو باید اصرار میکردی باید خیلی خیلی اصرار میکردی . ندیمه: چشم بانوی من ازین به بعد بیشتر اصرار میکنم. اینا کی أن خدایی ؟ ؟ ؟ والا با این دیالوگاشون