دوستان به این سریالای کره ای (کَره ای نه دانشمند! شوکولاته مگه؟ کُره ای!) دقت کردین؟
اینا چرا اینجورین؟!!! 0_0
الآن تو این سریال جدیده، ملکه شاهزاده به ظاهر مریض شد، پرتش کردن بیرون!
حالا اگه یانگوم بود، آشپزخونه رو سلاخی میکردن که : شماها دیشب چی ریختین تو حلق یارو؟!!!!هاان؟؟!!!! ده تا بانو هم عوض میکردن!
یا پزشکا و پزشکیارا رو با شلاق میفرستادن بالا سر دختره میگفتن : چطوووور جرأت کردی عروس مریض شده!!!؟(مرده ی همین دیالوگ منطقیشونم فقط!o_O) زودباش درمانش کن وگرنه میزنیم نصفت میکنیم!
یا مثلا اگه دونگ یی بود، اداره تحقیقاتو به خط میکردن ، رئیساشون میگفتن: دخترا عروس شاهزاده یه شب قبل از مراسم شِتّ و پِت شده! مشکوکه! باید تحقیق کنین خیلی هم حساس و خطرناکه ممکنه همه تون بمیرین!!
یا مثلا اگه جومونگ بود، همه از طرف دادگستری( با اون "داد"ی که میگستروندند!) اقامتگاه اون بانوی رقیب رو محاصره میکردن، یکیشون داد میزد: همسر شاهزاده یک شب قبل از مراسم اینجوری شدن! ما باید اینجا رو تحت نظر داشته باشیم!
بعد کسی حرف زیادی هم میزد ، یهو بی مقدمه میگفتن: بگییییییییرینشون! (اینم از اون دیالوگ منطقیاس که کشته منو! O_o )
یعنی تو هر سریالی میدونستم اونای دیگه مهم نیستنا! ولی دیگه نه تا این حد که حالا که نقش اصلی خود ملکه ی شاهزاده است رو بیرونش کنن! بابا اینا دیگه کی ان؟!!! یعنی خلاقیت داستان نویسیشون تو حلق «همه چیز آنجاست»!
والا با این ... نونم نمیخورن لامصبا!