k...d...m
مامانو بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن،به مامانم گفتم:میگما شما خوشبخت ترین زوج روی زمینید.میدونید چرا؟؟؟...مامانو بابام اینجوری:
OـــO چراااا؟!..با اعتماد به سقف میگم:چون پسر به این ماهی دارید^ـــ^
بابام:ماهی که هستی!اونم حباب ماهی^ـــ^(من=:|نه شما تروخدا برو عکس حباب ماهی رو ببین!من اونجوری نیستمااا!)ینی تو یه ثانیه تخریب شخصیتی کرد!خلاصه گفتم:نه پدر من!منظورم اینه که من همچون یک ماه نورانی در آسمان خسته ی شما هستم!مگه نه؟!اصن همه دوس دارن پسری مث من داشته باشن!...مامانو بابام آه کشیدنو به افق خیره شدن!
من اینجوری:OـــOبعد بابام به مامانم میگه:هی خدا!قسمته!چاییتو بخور خانم!!...اصلن بنازم این عشقو علاقه رو!الان صبح شده و من همچنان به عمود خیره شدم!:|