ش
جوک

امروز داشتم از توی کوچه خلوت رد میشدم ععصابممم دااااغون داشتم با خودم صحبت میکردم پسره با موتور از جلوم رد شد بهم گفت:خود درگیری داری خانمی خودم رفعش میکنم برات
منم که سگ دنبال پاچه می‌گشتم بهش گفتم:برو یابو سوار خودت خوددرگیرق داری
دیدم ااز موتور با اعصبانیت پیاده شد اومد جلوم واستاد
منم به شکر خوردن افتاده بودم داشتم تو دلم خواهش میکردم ازش نیاد بزنه لهم گنه که دیدم یدفه گفت:پخخخخخخ
منم یه جیغ بنفش کشیدم یه متر از جام پریدم که دیدم داره بهم میخنده بعدم رفت سمت موتورش منم داشتم همینجوری فشش میدادم همینجوری تو هوا مشت میزدم مثلا دارم اونو میزنم که یکم عقدهام خالی بشه که برگشت
منم هول شدم سریع گفتم:مرگ بر شاه مرگ بر شاه
ینی پسره پهن شده از خنده کف زمین
هیچی دیگه ابروم به فنا رف شرفم مرفم رفت کف پام

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.