د
دختر جنوب ۱۱ سال پیش
جوک

در هوای خوب و دلنشین خاکی خوزستان
نشسته بودیم در جمع الکی مثلا گرم خانواده
گفتم: هییییی تف به این روزگار....کادوی ولنتاین هم کسی بمون نمیده
بابام: کدوم خری واس تو پول خرج میکنه؟
مامانم: باید نزر(نذر) کنیم یه وقت نترشه بمونه رو دستمون
خواهرم: فایده نداره باید ده بیست تا گوسقندی گاوی قربونی کنید
شاید اثر کنه
من: -_-
بابام: :)))
مامانم: :)))))
اجیم: )))
منو واقعنی از تو جوف اب پیدا کردن -_-
میخوام به داعش بپیوند�

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.