جوک

منو و پدرم دوتایی داریم تو کارگاه کار میکنیم
پدر : رادیو رو روشن کن گوش کنیم
من : چــــشـــــــــــم
رادیو : منشین چنین زار و حزین چون روی زردان
شعرس بخوان ،سازی بزن ، جامی بگردان
پدر : اون شعر و معنی کن ببینم چی میگه ؟؟
من : عرضم به خدمتت که من رشتم مکانیکه ادبیات که نخوندم
پدر : ر ی د م تو اون رشتت که مکانیک باشه
من |:
جدم |:
انجمن مهندسین مکانیک آمریکا |:

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.