ت
جوک

بنده در (انفوان/ عنفوان) 6 سالگی خونه تنها بودم (خونمونم خیلی سوسک داش)
رفتم از یخچال کیک دراوردم یدفه یه سوسک پرید روش منم گرفتم دعوا (در حد بزن بزن :)) ) با سوسکه لینگه دنپاییو رو هوا نیگر داشته بودم که ندای درونم گفت:(نکشش,اینجوری فقط یبار میمیره بگیر قشنگ زجر کشش کن))
منم که از خدا خواسته اول انداختمش تو لیوان پر اب (شبش هم بابام تو همون لیوان چایی خورد:)) )قشنگ که ابخور شد گذاشتمش تو فریزر به مدت 20 دقیقه یخ زد بعدم گذاشتمش تو ماکروفر :/
کمر به پایینش قطع نخاع شد بالا تنش هم کاملا سرخ شد بیچاره بعدم ولش کردم تو دسشویی که بره برا دوستاش تعریف کنه از خونمون نقل مکان کنن مثلا :)))))
(یه همچین بچه شیرین عقلی بودم من:)) )
البته باس بگم از اون روز به بعد دیگه خونمون سوسک نداشت ینی نقشم گرفت (یه همچین بچه شیرین عقلی هستم من:)))) )
این قسمت من عه شکنجه گر

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.