*
*سلنا گومز* ۱۱ سال پیش
جوک

با مخاطب خاصم میحرفیدم که پرسید برنامه ی روزانت چیه منم خواستم کلاس بزارم چندتا دروغ سرهم کردم گفتم ،ایروبیک،مطالعه،موزیک،بیرون رفتن با دوستام:|
اونم گفت تو خونه هیچ کاری نمیکنی? منم گفتم عمرا دست به سیا سفید بزنم مگه مامانم میزاره هیچوقت دلش نمیاد بگه رویا یه لیوان آب واسم بیار~_~
که یه ده فه صدای مامانم اومد مخاطب خاص هم التماس کردن که قطع نکنم ببینه مامانم چی میگه منم هی خاستم مامان و با چش ابرو حالی کنم آبرومو نبره ولی مگه فهمید:/
حالا داشته باشین مادر گرام چی گفت واااااااای آبرومو برد،گفت:زلیل مرده باز که نشستی پاشو ظرفارو بشور،گرد گیری کن،همه جا رو جارو کن،دسشویی رو هم با جوهر لیمو قشنگ بساب که برق بزنه،پنجره هام که دیروز بارون اومده کثیفه اونا رو هم تمیز کن،یه کوفتی هم حاضر کن واسه نهار بخورین من که رژیمم الانم دارم میرم باشگاه،بای،
من:|
مخاطب خاص:/
برنامه ی روزانه ی من0_©
برنامه ی روزانه ی مامانم^__^
از اون روز دیگه گوشیم خاموشه وقتی هم میخوام برم بیرون با کلاه و عینک میرم:(

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.