رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه.
یه دفعه مراقب اومد بالای سرم، گفت: داری چی کار می کنی؟
من هم گفتم: دارم دعا می کنم خدا کمکم کنه.
گفت: پس اینا چیه رو دستت؟
من هم یه نگاه کردم گفتم: وای! باورم نمی شه! خدا جواب ها رو بهم رسوند!
یه دفعه مراقب گفت: تو رو به خدا دعا کن من هم شوهر گیرم بیاد!