همسایمون چشماشو عمل کرده بود،بابام و داداشم-گودزیلا.سه ساله-رفتن خونشون عیادت!حالا بگذریم که پدرم برای صرفه جویی کمپوتای سه سال پیش رو از فریزر درآورد و براشون برد،بعد دو ساعت برگشتن از داداشم میپرسم خو چیکار کردین؟!میگه کیک خولدیم!!پرسیدم کی بهت داد،گفت خو تو دیگه!!حالا هی من میگفتم من که اونجا نبودم،میگه چلاااا بودی!!آخرش از بابام پرسیدم،گفت نه پسرشون دهن داداشی گذاشت!!منم کنجکاویم گل کرد پسرشونو زیر نظر گرفتم:سویی شرت صورتی جیییغ،کفشای آل استار صورتی،جین تنگ،کیف کج لی،موها بلند،..
بعد از تحقیقات فهمیدم خودشه!!منو بگو تا چند وقت پیش فکر میکردم زن گرفته این دختره زنشه..!!
من:*_*
پسرهمسایه:۰_۰