b
bnyamin. ۱۱ سال پیش
جوک

رفتم خونه پیش مامان بزرگم.بهم میگه:
"ممد برو برام اِســتِـــگِـــل بیار!
من: :o O_o
میگم ننه اِســتِـــگِـــل چیه دیگه؟!
میگه ابله اِســتِـــگِـــل دیگه:l نخوردی؟:l
گفتم نه والا ننه!نمیدونم چی میخوای باابا که اومد میدم برات بخره!:D
داشتم با گوشی ور میرفتم که ی چیزو کوبید تو سرم:l >_<
خواستم بگم "کرم داری؟"دیدم ننمه در جا زبونمو چرخوندم گفتم ننه ازار داری؟:l
گفت مرده شورتو ببرن نگاه از اینا!:l
خوب که نگاه میکنم میبینم "دلستر" منظورشه=)))))))
تو دهنش نمیچرخه بگه دلستر میگه اِســتِـــگِـــل:x=))
با عصا افتاده دنبالم میگه زود گم شو برو بخر
من:d

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.