a
abas_m223 ۱۱ سال پیش
جوک

********abas_m2223**********
دیـروز بـعـده مـدت هـا تـصـمـیـم گـرفـتـم رفـتـم بـاشـگـاه بـدن سـازی ثـبـت نـام کـردم بـعـد وسـط تــمـریـن بــودم یــه یــارو ازایـــن گـنــده هــا اومـــد جــلــو بــا لـحـن لاتـی گـفــت : داااش ایـــن دمــبــل 20 کــیــلــوئـی رو لازم داری؟؟؟
یــه چــنــد ثــانــیــه تــو صــورتـش خـیـره شــدم بـعــد بـا صـدای بـهـروز وثــوقـی گــفــتـم : آره داااش مــیـخـوام بـزنـم..!!! ^_^
گـفـت: بـاشـه و بـعـد رفـت تـه بـاشـگـاه نـشـسـت بـبـیـنـه مـیـزنـم یـا نـه...یـعـنـی اگـه نـمـیـزدم مـیـومـد جـرم مـی داد دیـگ ..!!! ^_^
هـیـچـی دیـگ مـجـبـور شـدم سـه چـهـار سـت زوری بـزنـم خـدا رو شـکـر صـدای گــوز دادنـام تـا تـه سـالـن نـمـی رسـیـد مـگـه نـه آبـروم مـی رفـت جـلـوش!!!
خـلاصـه داشـتـم خـوب مـی زدمـا ولـی آخـرش دمـبـل از دسـتـم در رفـت و افـتـاد رو دسـتـم و یـه مـقـدار از مـچ دسـتـم تـا بـازوم قـــطــع شـد و از دیـروزم دسـتـشـویـی کـه مـیــرم از دمــاغـم شـاش مـیــاد بـیـرون نـمـی دونـم چـرا ..!!!
خـلاصـه تـصـمـیـمـم عـوض شـد و فـردا مـیـخـوام بـرم بـاشـگـاه شـطـرنـج مـعـلـولـیـن جـسـمـی,مـنـچـی ,مـارپـلـه ای چـیـزی ثـبـت نـام کـنـم^_^

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.